|
جينگيلي
|
از يه طرف تولدمون ِ بودش ، ديروز ۴ بهمن ! ![]()
از يه طرفم امروز كارنامه گرفتيم ؛ معدلمان شده ۱۹.۴۴ اما بايد يكمي بيشتر ميشدا ؛ اگه سره عربي و زبان بيشتر خونده بودم اينجور نميشد !
انضباط دادن ۱۸ ، ناظمه ِ ... مون به مامانم گفته كه تازه بايد ۱۵ ميدادم به خاطر شما دادم ۱۸ ، من هر روز اينو ديدم چشماش سياه بود ، چند بارم دير اومده بود !![]()
اصن دوس دارم چشام سياه باشه ، ميخوام رنگ ذغال روش باشه اصن ، آخه نفهم چشماي كورت رو باز كن ، نصف دخترا تو مدرسه هم كه هسن آرايش دارن ، ظهر ميخوان برن خونه يه آرايش كامل ميكنن ، بعد من ِ بدبخت كه برا مدرسه به هيچ وجه آرايش نميكنم و شبا قبل خواب ۲بار چشمام رو پاك ميكنم آخه چه انضباطيه بهم دادي ؟ ![]()
دير ميام ؟ چون خونه مون از مدرسه دوره ، خلوت ِ ، صبح تاريك ِ ، من جرات نميكنم بيام بيرون ، ميفهمي ؟ نه نميفهمي آخه كلا ناظم ها آدم هاي نفهمي هسن !![]()
روزي كه اومده انضباط بدن گير داد كه چشمات سياهه ، گير داد كه مانتوت رو تو گرفتي ( من اصن به مانتوم دست نزده بودم ، فقط شلوارمو تنگ كرده بودم ، آخه شلوار نبود كه ؛ گوني بود) بهش ميگم من اينو از فروشگاهه اينطوري خريدم ، ميگه نه !شعور ايشون ----
از ناظمه ما بيشتر اصن !
بعد گير داد به كفشام ، كفشام بادي ِ طرح دار ِ ، رو جفت ِ راست عكس يه دختره ؛ رو جفت ِ چپ ريل قطار ِ ! كفش كفشه ديگه ! حالا من اينو بپوشم مثلا چي ميشه ؟!![]()
خدايا يه مقداري عقل و فهم به ناظمان عطا فرما ! ما كه يه سال ديگه بايد همين وضع رو تحمل كنيم ، نذار بقيه بچه ها زجر بكشن !
تولد هم نگرفتيم هنوز ، قرار بود شنبه كارنامه بدن و من هم ۵شنبه تولد بگيرم ، اما يهو راي مدرسه عوض شد و انداخت ۴شنبه كه امروز باشه و تولد ِ ما در كمال ِ نامردي افتاد ۵شنبه هفته ديگه ! چون كه نمرات دوستان بسيار درخشان شده و مادران گرامي شون با ديدن ِ اين همه نمره ي جالب عصبي ميشدن و نميذاشتن بيان تولد !![]()
سلونگ خدمت تون !
بهله !
هووووم !
فافا اومد تهران ، بعد از چندي بالاخره موفق شديم ببينيمش !
كلي خوب و دوست داشتني و خــــــــــر (نه به معناي واقعي كلمه) بود !
فافا الان مهمون داريم ، مامانم اون يكي بسته گز ِ رو باز كرده ، هي ميگه اينو دوست ِ عطيه آورده ! كلا از اون روز كه همديگه رو ديديم مامانم گز ميخوره و يا كسي ديگه از گزا ميخوره ، ميگه اينو دوست ِ عطيه از اصفهان آورده ؛ بيچــــــــــــــارم كرده !
ميريم مدرسه عكاسي ، طبق عادت ، چند روز ِ اول با كسي قاطي نبودم زياد ، فاطي هم كه تو كلاس مون نيس !
كم كم قاطي شديم ، آشنا شديم ، الان ديگه كم و بيش خوبيم با هم ! اما بديش اينه كه همه ي بچه ها معدل هاشون از ۱۰ تا ۱۴ ِ و بنده كه ۱۶ و خورده اي معدل دارم ، معدل بالاي كلاسم و از روي علاقه رفتم هنرستان - كاردانش-عكاسي ، همه شون ادعاشون ميشه كه علاقه داشتن كه اومدن عكاسي، اما مشخصا به خاطره معدلشون جاي ِ ديگه ثبت نام نشدن و اصابم بهم ميريزه !
آخه خيلي احمق هم تشريف دارين يه سري شون ، هي اول سال معلما ميگن بايد دوربين آنالوگ بخرين ، هي اونا ميگفتن نميشه از اينا كه يه صحفه پشتش داره و وقتي عكسو ميندازي بهت نشونش ميده؛ بخريم ؟!
يعني بلد هم نيسين بگين ديجيتال ؟ يعني آنالوگ و ديجيتال رو از هم تشخيص نميدين ؟!
چند روز ِ اولم كه به اين چشماي ِ ما همش گير دادن ، اين سياه ِ ، مداد كشيدي ؛ ولم كنين ديگه ، اه !
دوربين خريديم ، به چه قشنگي و با چه قضايايي !
روزايي كه عمومي داريم از دست ميريم كلا ، اما روزايي كه عكاسي داريم و تو لابراتوار كار ميكنيم عاليه !
اصن يه معلم تاريخ داريم ، سوژه اس ، كلا آدم ، مريضي ِ ؛ امروز منو بلند كرده ، دو ساعت مثه بلبل بهش جواب دادم ، بعد يهو مثه هوخشتره پريده روم كه قررارداد رويتر رو بگو ، منم هول كردم ، گفتم بلد نيسم ، گفتم تو منو ذوق زده كرده بودي ، اما الان نااميد شدم ... رفت منفي گذاشت برام ، اسكل باقالي !
كلا با تنها معلمي كه كاملا حال ميكنم ، معلم ِ عكاسي مون ِ ، خيلي جيــــــــــگره !
در حال حاضر با يك موجودي روبهرو هستيد كه دارو عكاسي درست كرده و براي اولين بار بالاي ظرفش بو كشيدم و مثه خر دو ساعت سرفه كردم ! بعد 4 بار فيلم ظهور كردم ، كه خدا رو شكر همش از نظر ظهور سالم بود ، همه ي عكسام عالي بودن و كلي ازشون تعريف شده به جز تكنيك "عمق ميدان" كه بسيار سخت بود !!!!
روزاي شنبه و 2شنبه بوي گند دارو ميگيره روپوش سفيدامون ! دستام زخمه و دارو ميريزه روش و ميسوزه ، كلي استرس ميگيرم از اينكه كارام خوب باشه ، اما كلا با همهي اينا عشق ميكنم ، خيلي رشته ام رو دوس دارم !
اولين عكسم كه با تكنيك سه لتز بود رو چاپ كردم ، زياد خوب در نيومد ، آخه زود از توي داروي ثبوت درآوردم ! دعا كنيد ژوژمانم خوب در بياد !
الان حوصله اسمايلي گذاشتن ندارم ، همين جور بخونيد ديگه !
ميريم بيرون با دل ِ خوش برچسب ِ كيتي ِ ناخن ميخريم ، همين شب كه ميرسيم خونه ، انگار نه انگار كه روز ِ آخر ِ و بايد واسه مدرسه آماده شيم ، لاك ميزنيم ، كيتي رو ميزنم رو ناخن ِ انگشت اشاره ام ، ذوق ميكنيم !
كيف نخريديم هنوز ! كلا حال نداريم !
رشته موردِ علاقه هم هسا ! اما نــــه !
آهو كه بوديم زنگيدن به گوشي بابام كه ۳۰ نياين مدرسه ، ۲۹ بياين ، اگه نياين نمره انضباط كم ميشه ، بابام ميگفت بذار بيان بعد نمره انضباط كم كنين ، دقيقا كدوم نمره ؟!
رفتيم ، مدير ِ هي گفت پول ميخواد مدرسه و از دخل و خرج برامون گفت و از هنرمندي و اينا ، ۵۰تا۸۰ تومنم كمك به مدرسه خواست ! آخي ، چه كم !
بعدشم اينكه مشاور صحبت هاي خوب كرد و دوس داشتم !
بعده بعدشم ناظم اومــــــــــــــد ، هي چِرت گفت ! اصاب نذاشت ، حوصله مون رو سر برد ! متنفرم از اين مدارس و قوانين فوق مسخره شون !
اتاق ِ مان را كلا دكوراسيون عوضيديم ، بهتر شده ! اما اتاق ِ تكي چيز ِ ديگريست ! نياز داريم يه دونه !
گوشمان به دليل ِ انداختن ِ گوشواره هاي متعدد سوراخش كيپ شد ، يعني بسته شد ؛ يكي به ما جنبه و قدرت و شجاعت ِ گوش سوراخ كردن ِ دوباره بده ، يكشنبه ميرم دكتر !
تو صورتم چاه ِ نفت دارم ، دارم پولدار ميشم ، گفتم كه بدونيد با كي طرفيد !
گرم تشريف داره هوا ، خو ميري طبقه بالا تخت ، با اين لپ تاپ ، اون بالا كه گرم هس كلا ، نفسم كه ميكشي ، اين لپ تاپم كه داغ ميشه ! توقع ديگه اي داري نكبت ؟ (با خودم صبت داشتم !)
هووووم ... دارم فكر ميكنم ! آهان ، تولدش مبارك بوده باشه ! خيلي خوب تشريف دارن ايشون !
شلوار صورتي ميپوشيم ميريم بيرون ، خيلي خوش ميگذرد ، با هر ملتي هم كه زل بزند بهمان دعوا ميكنيم ! :ي
خواب داريم كمي !
فرزي داشتيم انگشترارو ميديم ها ، كوشي پــَــ ، اه !
اين عشقه من ِ ، ببينيدش ، اصن حيفم مياد به كيفم يا چيزي وصلش كنم اينقد دوسش دارم : http://myup.ir/images/84907457863236777688.jpg
اينا هم هسن ، اين كلكسيون ِ دوست داشتني ِ من ِ اما كمه يكي :
http://myup.ir/images/66448545044034461892.jpg
خوش باشيد لطفن !